تبلیغات
روزگـار مـا

حکایت دغدغه‌های یک مدیر












Admin Logo
themebox Logo
نگارنده : مجید خادم
تاریخ : 22 اردیبهشت 95-04:58 ب.ظ

اگر آن دکمۀ فوروارد نبود ... !

ظهور و رواج مَسِنجِرها؛ یا بقول بعضی‌ها " پیام‌رسان "ها ... و شبکه‌های اجتماعی، یکی از مصداق‌های " تکنولوژی‌محور "‌شدنِ سبک زندگی مردم دنیاست؛ ... یا بقولی: " زندگیِ آنلاین "! از طرفی، می‌دونیم که هر فناوری‌ای که وارد جامعه می‌شه، باید - هم‌زمان - فرهنگ استفاده از اون هم آموزش و ترویج داده بشه ... (که صدالبته متولیان امر توی این زمینه هم ... مثل سایر امور، سنگ تموم گذاشتن! ... زید الله توفیقاتکم!!!). از این مقوله که بگذریم، شکی ندارم که هم بنده و هم شما آگاهیم از نبوغ شگفت‌انگیزِ برخی از " ملت همیشه در صحنه " در زمینه بد - استفاده‌‌کردن از هر دستاورد تکنولوژیک! شاید شما هم با ماجرایی که در ادامه می‌گم، برخورد کرده باشین :



بدون شرح !

بدون شرح !


صدای نوتیفیکیشنِ مسنجرم میاد!... صفحه رو باز می‌کنم و می‌بینم یه پیغام از فلانیه؛ همونی که همیشه ژانرِ پیام‌هاش ... یا روضه‌خونیه و جلب ترحم و پُمپاژ غم! ... یا جملات قصارِ شعارزده و غیر اجرایی و غیر اینجایی! این بار ژانرِ مَسِجش، از جنس دومیه! نوشته: " بعضی وقتا یه اتفاقی تو زندگیت میفته که باعث می‌شه اون آدم احمق سابق نباشی و این خیلی خوبه! " ... چند ثانیه خیره می‌مونم به اسکرین گوشیم! ... خوب که چی؟؟؟!!! چه ربطی بمن داره؟؟؟!!! این چیه این بنده‌خدا برام فرستاده؟؟؟!!! ... چند لحظه بعد، باز درگیر کارهام می‌شم و این موضوع رو فراموش می‌کنم! ... تا یه روز که می‌بینمش !



شیفتۀ این جملاتِ فاز سنگینم!... با این تصاویر دلبرانه‌شون !!!


شیفتۀ این جملات فاز سنگینم! ... با این تصاویر دلبرانه‌شون !!!



(حین صحبت ... :)
نگارنده: راستی فلانی! اون پیغام چی بود چند روز قبل برام فرستادی؟!... (مضمونِ یه بخشی از پیامش رو ذهنی می‌گم:) " ... اتفاقی توی زندگی میفته که احمق نباشی و ... " !
فلانی: چی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی ...؟! (با بی‌حوصلگی مسنجرش رو باز می‌کنه و نگاهی میندازه به لیست شلوغ و بی‌حساب و کتابِ کانتکت‌ها و گروه‌ها و کانال‌ها ... و بعد از چند ثانیه که توی اون آشفته‌بازار، اسم بنده رو پیدا نمی‌کنه، می‌گه:) بابا! من اصلاً چیزایی که می‌فرستم رو نمی‌خونم! همینطوری می‌فرستم واسۀ این و اون !!!
نگارنده: (متعجب و هاج و واج نگاهش می‌کنم و متحیرم از .... :) ...



انگشت بعضی‌ها فلزه ... و این دکمه ... آهن‌ربا !

انگشت بعضی‌ها فلزه ... و این دکمه ... آهن‌ربا !


نکتۀ ماجرایی که تعریف کردم، نه محتوای پیغامیه که دریافت کردم !
... و نه بعضی‌کلمات بکار رفته توی اون !
... دغدغۀ من اینه که چرا برنامه‌های کاربردی و مفیدی که توی همین کشور خودمون، برای خیلی‌ها (منجمله خودم) اسباب کمکیِ زندگی شخصیه؛ یا ابزار جانبیِ کسب و کار و نو‌ن‌درآوردن ... برای عدۀ نه‌چندان‌کمی، شده آلتِ فرهیخته‌نمایی؛ اون هم از طریق نقل جملاتی که حتی کلمه‌ایش متعلق به خودشون نیست ؟!
... چرا نرم‌افزارهایی که می‌تونن واسطۀ کم‌نظیری باشن برای کسب اخبار و بروزشدنِ اطلاعات عمومی و تخصصیِ بنده و شما، برای برخی شده وسیلۀ جلب توجه ؟!
... جالب اینجاست که بارها شنیدم: " فلانی... خیلی آدمِ پُریه! ... (چون) یه جمله‌های قشنگی می‌فرسته توی ... " !



" راستی !
... اگر اون دکمه Forward رو از این برنامه‌ها حذف کنن، بعضی‌ها ... !
"





نوع مطلب : فرهنگی 



  • تعداد صفحات :23
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

ایران اسکین

ایران اسکین

Online User