تبلیغات
روزگـار مـا - خدمت یا خیانت ؟!... مسأله این است !

حکایت دغدغه‌های یک مدیر












Admin Logo
themebox Logo
نگارنده : مجید خادم
تاریخ : 29 فروردین 91-12:32 ق.ظ

خدمت یا خیانت ؟!... مسأله این است !

برای مطالعه اخبار ، معمولاً به چند تا خبرگزاری محدود و مشخص سر میزنم ؛ ایلنا ، تابناک ، ...
بخاطر علاقه بی حد و اندازه ای که از همون دوران نوجوونی ، به " مدیریت صنعتی " و زیر شاخه هاش دارم ، خودمو موظّف میدونم که حتّی الامکان در جریان آخرین تحولاتِ حدّاقل 3 - 2 حوزه باشم : سیاست ، اقتصاد و صنعت .
این پیگیری ، ورای بروز نگه داشتن اطّلاعات ، شاید به دلیل تأثیر مستقیمی هم باشه که این سه موضوع ، روی شرایط فعالیت حرفه ای (شغلی)-م دارن .

بگذریم ...

دیشب ساعت ' 11:30 ، داشتم آخرین اخبار خبرگزاری تابناک رو زیر و رو میکردم !
حتماً از موضوعِ لو رفتن اطّلاعات محرمانه مربوط به 3 میلیون! کارت بانکی و حواشی اون تا حدّی مطلعین ...!



رمز اوّل سه‌میلیون کارت‌بانک ایرانی هک شد !
 
بدون شرح !



اونچه توجّه منو جلب کرد ، خبر صبحِ همین آژانس خبری بود در مورد گفتگوی تلویزیونیِ عامل این موضوع با یکی از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان (ظاهراً BBC فارسی) که البته تصویری از این شخص (خسرو زارع فرید) هم در اواسط خبر چاپ شده بود !...



تصویری از خسرو زارع فرید

تصویری از خسرو زارع فرید



اون خبرِ چند لحظه قبل رو که عرض کردم ، به نوعی تحلیل و تکمیلِ خبر منتشر شده صبح بود ...

چِشِتونو درد نیارم ...

همونطور که در لینکها مشاهده کردید ، توی این خبر ، افشا کننده مزبور از دردسرهای قبلی و بعدی ای یاد میکنه که بعد از اعلام وجود حفره های امنیتی در شبکه بانکی کشور ، از طرف محل کار سابقش (شرکت فن آوران اِنیاک) ، تعدادی مدیرانِ عالیرتبه خُنثای! بانکی و یکی دو نفر از مدیران ملوّن و - در حال حاضر - نه چندان خوش سابقه بانکی براش ایجاد میشه ...

خوندن متن خبر اخیر و گفته های این برملا کننده در کنار تحلیلهای نگارنده ذیربط ، منو چند دقیقه ای به تأمل وادار کرد ...
توی نگاه اوّل ، اقدام این هم نوع ، چه از نظر قانونی و چه از حیث عرفی اقدام سفیهانه ای بوده که قابل دفاع و توجیه هم نیست !
ولی صحبتاشو که مطالعه میکردم ، حدّی از صداقتِ توأم با عجز و بی تدبیری در حلّ یک مشکل (در حقیقت یه فاجعه) در گفته هاش نمایان بود ...
روشنه که این اتفاق ، یه موضوع ساده و یک بُعدی نیست و از طرفی هم ، منصفانه نیست که این فرد رو مقصرِ صد درصدیِ این واقعه بدونیم ...
لذا اگه بخوام از زاویه های مختلف ، تحلیلی که از این اتّفاق و بانی اون دارم بنویسم ، احتمالاً مطلب از حوصله دوستان خارج میشه ...

قاعدتاً افکار عمومی برداشتای مختلفی از این موضوع داشتن :
- بعضی ممکنه بگن : خب آقای عزیز ! زمانی که شما - بعنوان مدیر بخش نرم افزار اون شرکت - وجود همچین فاجعه بالقوه ای رو به مدیرانِ بالادستی یادآوری کردی و با بی تفاوتی این دوستانِ بقول شما بساز و بفروشِ اونور آبی! مواجه شدی ، از جهت رعایت اصول اداری و سلسله مراتب ، شایسته نبود یا ... شایدم مجاز نبودی که بقول معروف " کاسه داغتر از آش " بشی و از مدیران عالی شرکت یاد شده - که ذینفعای اصلی و نهایی اون مجموعه هستن - هم ...!
- برخی ممکنه اقدام این دوستمون رو ناشی از تعهد و دلسوزیِ بیش از حد بدونن ...!
- عده ای دیگه معتقد باشن این کار ، غیر عاقلانه ترین اقدامی بوده که میتونسته برای اعلام یک مشکل یا به نوعی اعلانِ " اعتراض " انجام بشه و قطعاً با کمی خلاقیت و سعه صدرِ بیشتر ، میشد راهکارای مدبرانه تری هم برای این موضوع پیدا کرد ...!
- تعدادی وی رو قربانیِ سوء مدیریت بدونن ...!
- عده ای اقدام او رو محکوم کنن یا وی رو جنایتکار و خائن به نظام ، مردم ، اسلام ، ... بدونن !...
- ...

همه این برداشتها بعنوان یک نظر ، به جای خودش محترمه و صد البته منم استنباط خاص خودمو از این موضوع دارم ...!
با بخشی از برداشتای بالا مؤافقم و قطعاً با قسمتیش هم ، خیر !...
مثلاً : در خصوص مورد اوّل اعتقاد دارم اگه قرار باشه مدیر میانی یا کارمند یه مجموعه - ی به طور خاص خصوصی یا شبه خصوصی - هم فاقد ایده و مطیع محض و چشم و گوش بسته مدیر مافوقش باشه ، لاجرم باید تن به خیلی از آلودگی ها بِده و چشمش رو روی خیلی از حقایق ببنده و نهایتاً به ورطه ناصوابی بیفته که برخی از مدیران و کارکنان شاغل در بخش دولتی رفتن و ...

ولی هدفم از نگارش این مطلب ، نقد استنباطای متفاوت از این واقعه یا اضافه کردن برداشت جدیدی نیست !...

میخوام ... :
 - حتّی اگه خودمونو قربانیِ بی گناه اقدام این شخص میدونیم !...
- حتّی اگه از ته دل ، از بانی این موضوع متنفریم !...
- حتّی اگه از چند روز قبل تا حالا ، توی دلمون کلّی بهش ناسزا گفتیم و بقولی نفرینش کردیم !...
- ...

چند لحظه ای ... از زاویه دیگه ای هم به این موضوع نگاه کنیم ...

همونطور که گفتم دیشب که خبر مزبور رو میخوندم ، روش فکر کردم ...
تحلیلی که از گفته ها و نوشته های این چند روزه داشتم این بود که این فرد در جایگاه حرفه ایش ، به احتمال قریب به یقین :
- فرد با انگیزه و پر انرژی ای بوده ...
- حد قابل توجهی از تعهد و مسئولیت پذیری رو هم داشته ...
- ضریب هوشیش هم بالاتر از متوسط بوده ... (البته با توجه به تعریفِ آی کیو ، مقصودم نبوغ نیست !...)
- به کارش هم علاقه مند بوده ... صد البته علاقه آگاهانه !...
-  ...

اگه خودتونو بعنوان مدیر یکی از واحدهای یه شرکت خصوصی تصور کنین که یک نفر نیروی انسانی با این ویژگی ها رو در اختیار داره ، آیا سعی می کنین بعد از شکافتن هسته اتمِ این نیرو و آزاد شدن انرژی سرشارش ، این نیرو رو در مسیر کاری صحیح هدایت کنین ، به نوعی که انرژیش در خدمت اهداف شرکت قرار بگیره و تخلیه بشه ، یا از بیمِ از دست دادن جایگاهتون ، اونو بحال خودش رها می کنید و یا ساده بگم ، با بی اعتنایی ، بی احترامیهای مستقیم و غیرمستقیم ، زیر آب زنی! و ... تلاش میکنید وجهه و غرورشو خدشه دار کنید تا به نوعی ، با فشار غیرمستقیم اونو وادار به خروج از مجموعه و رفع خطر از اون " صندلیِ دلبند " کنید ؟ !...

خوشحال میشم دیدگاهتون در خصوص این موضوع رو بهم بگین .


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در سایر رسانه‌های مجازی همراه من باشید :


Majid Khadem LinkedIn

mkhadem6347 Instagram

mkhadem6347 Facebook





نوع مطلب : اجتماعی 



ایران اسکین

ایران اسکین

Online User