تبلیغات
روزگـار مـا - از کابینِ اعتراف!... تا اتاقِ انتقاد !

حکایت دغدغه‌های یک مدیر












Admin Logo
themebox Logo
نگارنده : مجید خادم
تاریخ : 17 شهریور 91-05:00 ب.ظ

از کابینِ اعتراف!... تا اتاقِ انتقاد !

کابینِ اعتراف !...

حتماً دربارَش یه چیزایی شنیدین... یا توی بعضی از فیلمایِ اون‌وَرِ آبی دیدین !...
... یکی از آداب مذهبیِ مسیحیایِ معتقد به کاتولیکِ رومه ...
... اُتاقکیه که با یه دیوار به دو قسمت تقسیم شده و یه سَمتِش؛ گناهکارِ معترف میشینه و طرف دیگه؛ روحانیِ کلیسا !...



کابین اعتراف !

کابین اعتراف
!




حالا چی شد رفتم سراغِ این موضوع ؟!
... عرض میکنم !

دو-سه روز قبل؛ احساس کردم توی پونزده-شونزده مطلبی که پیش از این نوشتم؛ یه پیش-زمینه‌یِ اصلیِ مشترک وجود داره: " انتقاد "...

... اونم از نوع نقد به دیگران !



انتقاد؛ بیان مشکل و ارائه راهکار !... خیلیامون شِقِّ دُوّمشُو فراموش کردیم !

انتقاد؛ بیان مشکل و ارائه راهکار !... خیلیامون شِقِّ دُوّمشُو فراموش کردیم !




اینکه این نقدا چِقَد مُنصفانه و منطقی بوده؛ قطعاً دوستای مُنصفَم قضاوت کردنُو... میکنن !

ولی از قدیم گفتن: " یه سوزن به خودتُو... یه جوالدوز به دیگران ! "



ظاهراً این یکی رو... خیلیا قسمت اوّلشو نَشنیدَن !!!

ظاهراً این یکی رو... خیلیا قسمت اوّلشو نَشنیدَن !!!




میخوام یه تمرین کوچولو با دوستای عزیزم داشته باشیم !...
... یه جور خودسازیه !...
... یه نوع مسئولیت پذیری !...
... یا شایدَم: شکلی از بازگشت به خویشتن !...

میخوام یـه فرهنگِ فراموش‌شده رو اِحیا کنیم: " خود-انتقادی " !

بَسّه دیگه اینهمه انتقاد از این کارمندِ بی‌تعهّد و اون مدیر-نمایِ بی‌کفایت و فلان ملّتِ همیشه در صحنه و بَهمان مسئولِ معلوم الحال !!!
... مگه بنده و شما از آسمون افتادیم ؟!... یا گُلِ بی‌خاریم ؟؟؟!!!

هَممُون شنیدیم که: " هیچوقت توی [وقوع] یه مسأله؛ یه نفر مُقصّر نیست ! "

پس میخوام درباره " سهمِ تو " از مُشکلایِ شُغلی، تحصیلی و شخصیِ دور و بَرت بگی!... فقط سهم خودت؛ نه درصدِ قُصور دیگران !
... نمیخوایمَم خودمونو فریب بدیم !

ضمناً؛ همین یه مرتبه تمرین کردن ، تأثیر و اهمیّتِ زیادی نداره !...
... مُهم؛ آغازش نیست ، اَثرش؛ توی حفظ و تَداومِشه !...

حتّی اگه لازم میدونی، نامِتَم نیازی نیست بنویسی !...
... یا مُخفّفشو بنویس !...
... اگرچه " خود-انتقادی "... جسارت و شجاعت میخواد !...

خودم پیشنهاد کردم؛ خودمَم پیشقدم میشم ! :
سال 1391؛ توی همکاریِ سابقم با یه شرکت؛ توی اِعمالِ مدیریت مشارکتی و میدون-دادن و مدارا کردن با بعضی از کارمندا ، زیاده رَوی کردم؛ اون‌قدر که باعث شد اون‌ها رو تبدیل کنم به همکارایی حقیقتاً وقیح و غیرقابل تحمّل!... این آزاد-منشیِ افراطی و مدارایِ نابجا؛ حتّی مغایر با اصولِ تجربیِ حرفه‌ای و کاریم بود !...
... ضمناً؛ ناآگاهانه و برخلافِ اصولِ کُلّی-نگرِ پیاده‌سازیِ سیستم و ساختار؛ گاهی اون‌قدر درگیر حواشی و جزئیاتِ روزمره و کم‌اهمیت میشدم که فرصت نمیکردم خیلی از برنامه‌هام و کلیّاتِ بلند-مدت و مُهم رو دنبال کنم !
... !

خُب !...
... این از من !



من؛ باور دارم که آینه دروغ نمیگه؛ هر تکّه شِکَستَش؛ رونِوِشتیه از حقیقت‌ِمحض !

من؛ باور دارم که آینه دروغ نمیگه؛ هر تکّه شِکَستَش؛ رونِوِشتیه از حقیقت‌ِمحض !




حالانوبت توست !

فکر کن تو-یه اتاق؛ تو-یه چاردیواریِ کاملاً محصور و بسته قرار گرفتی !...
... روبروی یـه آینه !...
... اِسمشو میذاریم: " اتاقِ انتقاد " !

... فقط تویی و خودت... و یـه آینه !
... آینه که دروغ نمیگه ؟!... میگه ؟!

پس؛ بسم الله !


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در سایر رسانه‌های مجازی همراه من باشید :


Majid Khadem LinkedIn

mkhadem6347 Instagram

mkhadem6347 Facebook





نوع مطلب : فرهنگی 



نمایش نظرات 1 تا 30

ایران اسکین

ایران اسکین

Online User