تبلیغات
روزگـار مـا - اندر حکایات حسینقلی‌خان‌های امروزی !

حکایت دغدغه‌های یک مدیر












Admin Logo
themebox Logo
نگارنده : مجید خادم
تاریخ : 6 بهمن 91-11:50 ب.ظ

اندر حکایات حسینقلی‌خان‌های امروزی !

   حدود یک‌ هفته قبل، شاهد یک میزگرد کارشناسی توی یکی از شبکه‌ها بودم که موضوعش، تحلیل اهداف و ریشه‌های رفتار رهبران و مدیران سیاسی کشورمون بود در فضای داخلی و بین‌المللی؛ البته با نگاهی جامعهشناختی - روان‌شناختی به این قضیه .

   نحوه گزینش دو کارشناس برنامه بنوعی بود که یکی از اون‌ها نگاهی بالنّسبه " مؤافق " به رفتارای مزبور داشت و دیگری در جایگاه " منتقد " بود .

   توی موضع‌گیری هر دو طرف، بعضاً افراط و تفریط ‌ها و نکات دور از واقعی وجود داشت؛ امّا مجموعاً و بزعم بنده نگاهِ کارشناس منتقد، منطقی‌تر و واقع‌بینانه‌تر بود؛ بماند که بوضوح بنظر می‎رسید عوامل پشت برنامه، به مجری مربوطه تفهیم کردن که اساساً بهیچ یک از دو کارشناس، اجازه نقد رفتار و تأثیر " مردم " روی این موضوع رو نَده و صرفاً کنش‌های حکومت رو واکاوی کنه !



بله! موضع‌گیری مجری برنامه مزبور تا حدّی جهت‌دار بود؛ ولی قطعاً نه اینقدر ... !!!

بله! موضع‌گیری مجری برنامه مزبور تا حدّی جهت‌دار بود؛ ولی قطعاً نه اینقدر ... !!!



   سَرتون رو درد نیارم ...

   کارشناس منتقد، در خلال تحلیل‌هاش نکته‌ای رو مطرح کرد که دستکم برای من، خیلی ملموس بود و به کَرّات تجربه‌شده (بویژه توی روابط اجتماعی و تعاملات حرفه‌ایم)
   مضمون صحبت‌هاش این بود:

   " اگر روحیۀ فردگرایانه و خودکامگی‌، یا تمایل به این رفتارها در رهبران ایران دیده میشه، مشت-نمونه خرواری هست که توی رفتارهای روزمرۀ طبقات مختلف اجتماعی و (اکثر) مردم این کشور هم بوضوح قابل مشاهده هست و ... "

   مفهوم گفته بالا - به بیان ساده‌تر - این هست: " رهبران ایران از بین مردم همین کشور برخاستن؛ یعنی از دل جامعه‌ای که رگه‌های زورگویی و خودرایی، حتّی در روابط عادی و روزمره مردمش با همدیگه، کاملاً محسوس هست و ... !
"
   اگرچه بمحض اینکه کار به انتقاد از " مردم " رسید، مجری برنامه بعلّت همون ملاحظات مزبور و به لطایف‌الحیلی اجازۀ ادامه صحبت رو به کارشناس منتقد نداد و تریبون رو در اختیار کارشناس مؤافق گذاشت !



شنیدم مجری این برنامه ظاهراً مناظره-محور

شنیدم مجری این برنامه ظاهراً مناظره-محور " رسانه میلی " هم خیلی بیطرفه !!!




   این نقد که بدون شک مثل سایر انتقادات، نــــــــه در مورد همه که در خصوص بـخـــشـی - نه‌چندان محدود - از هموطنانمون صدق می‌کنه، توی ذهن ناخودآگاه من باقی موند ...

   ... تا اینکه پنج‌شنبه، حدود ساعت 6 بعدازظهر توی یکی از خبرگزاری‌های کاملاً شناخته‌شده(نام محفوظ !)
خبری رو خوندم با موضوع اظهارنظری از تیم کوک، مدیر (عالی) اجرایی شرکت Apple (لطفاً قبل از مطالعه ادامه متن، به لینک اخیر مراجعه و مطالعه کنید)

   مترجم این آژانس خبری، کلمه‌ " کانیبالیزیشن (Cannibalization) " رو که از اصطلاحات طرح‌شده طیّ چند سال اخیر در ادبیات بین‌المللی " مارکتینگ " هست، بجای مفهوم صحیحِ " اوراق‌ســـــازیِ(محصول) " تحت‌اللّفظی ترجمه و اشتباهاً به " انـــدام‌خـــواری " تعبیر کرده بود (طوری که خود بنده بعد از دیدن عنوان خبر، شگفت‌زده شدم و تصور کردم نکنه " تیم کوک " به آدم‌خواری، یا چیزی مثل این متّهم شده !!!)
.



تصویری از صفحه مربوط به خبر یاد شده !

تصویری از صفحه مربوط به خبر یاد شده !



   این شد که ترجیح دادم برای جلوگیری از به اشتباه افتادن سایر مخاطبان اون خبر هم که شده، توضیح و یادآوری مختصری رو خطاب به مترجم مزبور بنویسم ...
   متعاقباً حوالی ظهر جمعه مراجعه کردم که ببینم آیا ترتیب اثر یا جوابی داده شده یا خیر! امّا
متأسفانه از تأخیر غیرطبیعیِ هجده-نوزده ساعته در انتشار کامنت مذکور که بگذریم، پاسخی با لحنی نسبتاً تند، نهچندان مؤدبانه، متعصبانه و آمیخته با نوعی لجاجت و پافشاری کودکانه از طرف مسئول ترجمه اون آژانس خبری، زیر کامنتم درج شده بود! شرم‌آورتر این‌که، به طور اتّفاقی دیدم زیر یکی-دو خبر مربوط به حوزه‌های دیگه هم که مخاطبان، تذکرّات مشابهی داده بودن، این مترجم، با ادبیاتی بمراتب تندتر و کاملاً عاری از نزاکت به اون‌ها پاسخ داده بود !


   دوباره و
امیدوار به اینکه مترجم مورد اشاره، از تصور و برداشت اشتباهش صرف‌نظر کنه، بدون هرگونه پاسخ مستقیم به جواب ایشون، سعی کردم توضیح کوتاه و مؤدبانه‌‌تری بنویسم و ضمن توضیح دوّم، نوشتم که " ... بخاطر زمینه‌های تخصصی (آموزشی و تحصیلی) و همینطور شغلیم، به خودم جسارت اظهارنظر در این‌ زمینه رو دادم و ... " که اساساً منتشر نشد !



بدون شرح !

بدون شرح !



   شاید کلّ این موضوع و روایت اون، از نگاه خیلی از دوستای خوبم و همراهایی که با روحیات بنده آشنایی دارن، کم‌اهمیّت‌تر و یا نازل‌تر از اونی باشه که دربارش مطلبی بنویسم؛ امّا، من معتقدم اتفاقاً زیر ذرّ‌ه‌بین گذاشتن همین کنش‌ و واکنش‌های کوچیک و پیش‌پا‌افتاده، ما رو به ریشه‌های " خودکامگی تثبیت‌شده در روحیه حسینقلی‌خان‌های امروزی " خواهد رسوند که بقول معروف :

"
حکومت حسینقلی‌خانی، یعنی حکومت خودمختاری و خودکامگی "

- اینکه چرا رئیس جمهور محترم، به شدّت تلاش می‌کنن در مکان و شرایطی صحبت کنن که متکلّم وحده باشن و مخاطبین، کاملاً مؤافق و بعبارت بهتر، لال !
- اینکه با چه استدلالی سرپرستِ ظاهراً موقّت فلان فدراسیون ورزشی، در یک برنامه تلویزیونی زنده، طلبکارانه به منتقدانِ تداوم حضور غیرقانونی‌ و سوء مدیریتش می‌تازه و
وقیحانه توهین می‌کنه !
- اینکه بر چه اساسی مدیر عالی یا میانیِ فلان اداه کلِ دولتی یا شرکت خصوصی، بمحض اینکه موضع مدیر یا کارمند زیر مجموعش رو - حتّی اندکی - با خودش مغایر می‌بینه، سلسله اقدامات مبتذلی رو شروع می‌کنه تا نهایتاً به حذف فرد مزبور بینجامه !
- و هزاران سؤال و چرای دیگه ... !

پاسخ همه این‌ها رو در قالب یک مَثَل قدیمی، میشه خلاصه کرد
:
" از ماست که بر ماست ! "


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در سایر رسانه‌های مجازی همراه من باشید :


Majid Khadem LinkedIn

mkhadem6347 Instagram

mkhadem6347 Facebook





نوع مطلب : اجتماعی 



نمایش نظرات 1 تا 30

ایران اسکین

ایران اسکین

Online User